وقتی خبر فوت محمد نوری رو شنیدم بی اختیار رفتم به سال دوم دانشگاه.وقتی که همه دوستام که با هم تو یک خونه زندگی می کردیم هنوز به عشقشون نرسیده بودند و حال و هوای عاشقی تو خونه موج می زد.یادم میآد ناصر صبح برای اینکه همه رو بیدار کنه که ساعت 8 دانشگاه باشند کاست جان مریم رو می ذاشت تو دستگاه و صبر می کرد تا این آهنگ شروع بشه "جان مریم چشمات و وا کن" همه با این حس خوب از خواب بیدار می شدن...یادش بخیر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر