۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

خانه

بعد از کلی نگرانی و استرس که از شرکت بهم تحمیل شد تصمیم گرفتیم که زود تر از موعد برگردیم ماهشهر و برم سر کار :(



به هر حال راه افتادیم و از تهران حرکت کردیم به طرف جنوب.اصفهان برای ناهار توقف کردیم و جاتون خالی رفتیم بریونی خوردیم.البته حلیم بادمجون هم سفارش دادیم که به عنوان پیش غذا خوردیم.بعد از گشت زدن تو اصفهان و رفع خستگی راه افتادیم به سمت تالاب چغاخور که در فاصله 2 ساعتی از اصفهان بود.عجب جای زیباییه حتما برین اونجا رو از نزدیک ببینید.سکوتش بی نظیره.



شب رو همونجا چادر زدیم و کنار کوه و تالاب سپری کردیم.فردای اون شب پر حادثه (بارون و باد تا صبح نگذاشت بخوابیم) راه افتادیم به سمت پل زمان خان که در 22 کیلومتری شهرکرد قرار داره و روی زاینده رود ساخته شده .یه پل تاریخی که تابستونا کلی مسافر و توریست برای دیدنش می رن اونجا.جاتون خالی ناهار و از شهرکرد تهیه کردیم و کنار زاینده رود نوش جان کردیم.بعدش هم با دخترم رفتیم آب بازی "عجب آب خنکی داشت بیشتر از 5 دقیقه نمی شد تو آب موند"



تا اینجای سفرمون به سمت جنوب خیلی خوش گذشت چون هم هوای خیلی خنکی بود و هم میوه های تازه و ارزون فراوونی تو جاده بود که سفر رو لذت بخش می کرد.



حدود ساعت 3 بعد از ظهر ادامه سفرمون رو به طرف ماهشهر شروع کردیم و با کلی خستگی حدود ساعت 1 شب رسیدیم خونه.



تا حالا تو باغ گوجه فرنگی و خیار بودین که خودتون ازش بچینین؟دیروز ما تو راه به 2 تا باغ برخوردیم که صاحباشون خیلی گل بودن و اجازه دادن هرچی می خوایم از محصولشون برداریم.خیلی با حال بود خیار و گوجه و بادمجان و فلفل سبز چیدیم.



بالاخره بعد از رسیدن به خونه فورا رفتم سراغ اینترنت و دیدم که مدارکمون به سفارت رسیده و شخصی به نام RANA مدارک رو تحویل گرفته :)





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر